مرتضى مطهرى
855
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
وحدت و كثرت اگر چنانچه به ادراكات و افكار سادهء خود رسيدگى كرده و توجه بنماييم خواهيم ديد كه پس از ادراك واقعيت جهان خارج - مقابل [ سفسطه ] - يكى از روشنترين قضايايى كه تصديق مىكنيم اين قضيه است : « پديدههاى بسيارى در جهان هست » و قضيهء ديگرى است كه : « همان بسيار ( كثير ) از يكىها ( آحاد ) پيدا شده است » و با زبان ديگر مفهوم « وحدت » و « كثرت » را ادراك نموده تصديق مىكنيم كه اين دو مفهوم در خارج مصداق دارند و موجودند ، و با تعبير ديگر مطلق موجود به دو قسم واحد و كثير منقسم مىشود ؛ يعنى چنان كه مىگوييم هر موجودى كه فرض شود ، يا امكان دارد يا فعليت ، و هر موجودى كه فرض شود يا علت است و يا معلول ، همچنين مىتوانيم بگوييم هر موجود يا واحد است و يا كثير . پس به عهدهء فلسفه است كه از وحدت و كثرت نيز بحث كند . درست است كه ما در بيشتر احوال بجز وحدت و كثرت كمّى ( يك و چند ) كه عدد و واحد عددى است به چيز ديگرى توجه نداريم ، ولى با كمى دقت روشن خواهد شد كه منشأ اين توهّم آن است كه سر و كار زندگى مادى ما با جزئيات و انقسامات ماده است كه وحدت و كثرت عددى دارند و گرنه به همين وحدت و كثرت كه ما از آنها مفهومى روشن و نزديك به مفهوم انقسام و عدم انقسام مىفهميم در كلّيات نيز هست در حالى كه خاصيت آنها در كليات جز خاصيت وحدت و كثرت